۱۳۹۰ تیر ۱۵, چهارشنبه

ملــکه انگــلستان

اين ملــکه انگــلستان هم خـــودش يک تاريخ زنــــده ست
Barack Obama

Barack Obama

George W. Bush


Bill Clinton


George H. W. Bush


Ronald Reagan


Jimmy Carter


Gerald Ford


Richard Nixon


John F. Kennedy


Dwight D. Eisenhower

Harry S. Truman

همین جور ادامه بدیم میرسه به ناپلئون بناپارت!!!!همین جا بسه

۱۳۹۰ تیر ۱۳, دوشنبه

من اگه خدا بودم


من اگه خدا بودم وقتی شیطان در برابر انسان سجده نکرد ,سریع از بارگاه بیرونش میکردم !

چه معنی داره شیطان به حرف خدا گوش نکنه !

وقتی میخواستم پیغمبر برای خلق تعیین کنم از ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب میکردم تا عدالت رعایت بشه !

کمی سلیقه به خرج میدادم و بجای اینکه خونه خودم رو در صحرای خشک و بی اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزایر هاوایی یه خونه شیک و مدرن بنا میکردم با سوییت های مجهز و مجانی برای زواری که برای زیارت میومدن !

هیچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمی دادم و همه حق داشتن بیان خونه ام …

حتی بی خدا ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجای اینکه تو صحرای عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن و بجای لباس احرام هم مایوی دوتیکه بپوشن !

یه مشت از این حوری ها و قلمان رو هم مامور میکردم به حجاج سرویس بدن و پذیرایی کنن تا زیارت بهشون بهتر بچسبه !

اصلا نمیذاشتم ادما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن! کمبود که ندارم هی بخوام طفلکی ها رو اذیت کنم که !

همه مسجد ها رو هم جمع میکردم به جاش کافی شاپ و کتابخونه و سینما درست میکردم !

یه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتی درست میکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه !

هر کسی هم که من رو صدا میزد و میگفت اِی خدا زود بهش میگفتم جانم …عزیز دلم …نه اینکه محل سگ هم نذارم! بنده افریدم باید سرویس بدم دیگه … گوسفند که نیستن ول کنم تو بیابون !

عزراییل رو هم میفرستادم اونجا که عرب نی انداخت بره غاز بچرونه ! به جای عزراییل یه حوری خوش هیکل سفید و بلوری میفرستادم تا جون مرد ها رو بگیره و یک جوان رعنای خوش هیکل رو هم میفرستادم تا جون خانمها رو بگیره ! (اینجوری دیگه نه تنها کسی از مرگ نمیترسید بلکه این پیرزن پیرمردها هی از خدا مرگ میخواستن نصفه شبی) !

جون بچه ها رو هم اصلا نمیگرفتم ! اصلا اجازه نمیدادم انسان ناقص و معلول به دنیا بیاد … ریشه جنگ رو هم خشک میکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربونی میکاشتم !

سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ! ….. خدا کیلو چند ؟ ….. کدوم خدا ؟

اخ که اگه خدا بودم یه بهشت توی یکی از سیاره ها خلق میکردم اخرین مدل ! نه اینجوری که توی جوب هاش (جوی هاش) شیر و عسل بیاد! شیر و عسلی که توی جوب (جوی) باشه به درد همون اعراب هزار و چهار صد سال پیش میخوره! اونایی که بنده صالح بودن میفرستادم توی این بهشت و اونایی هم که خطا کار بودن و بنده های درست درمونی نبودن بجای جهنم میفرستادم توی ایران زندگی کنن قدر عافیت رو بدونن !

از خدا بخاطر این همه اختلاف سلیقه عذر خواهی میکنم!

۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه

شطرنج سیاسی ایران در سی و دو سال گذشته

8 سال نخست وزیری موسوی +8 سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی + 8 سال ریاست جمهوری خاتمی = سران فتنه
6 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد = جریان انحرافی
بازرگان + بنی صدر(حدود2سال جمعا ) = عوامل غربی و استکبار و صهیونیست و سیا و ... ( خیلی بد )
24 سال سران فتنه + 6 سال جریان انحرافی + 2 سال خیلی بد = 32 سال ( کل نظام اسلامی )

حالا چند سئوال بی جواب
1- دوران طلائی حضرت امام کی بوده است ؟
2- سران, دلسوزان و مسئولان جمهوری اسلامی کی حکومت کرده اند ؟
3- این چه جور مملکتی است ؟ چطوری اداره میشه ؟

۱۳۹۰ تیر ۱۱, شنبه

من حسرت ایرانی بودن دارم

من ایرانی نیستم چون نامم عربی ست
من ایرانی نیستم چون وقتی به دنیا آمدم در گوشم اذان عربی خواندند
من ایرانی نیستم چون وقتی ازدواج کردم به آیین عربها و به زبان عربی ازدواج کردم
من ایرانی نیستم چون هزار کیلومتر راه را طی میکنم تا به پابوس امام هشتم شیعیان بروم اما کمی آنسوتر به آرامگاه فردوسی ... این بزرگ مرد ایرانی .... نمی روم
من ایرانی نیستم چون اعیاد فطر و قربان و غدیر و مبعث را تبریک می گویم و شادباش می شنوم اما نمی دانم جشن سده چه روزیست
من ایرانی نیستم چون دهه محرم سیاه می پوشم و با سر و روی گل آلوده عزادار خاندانی می شوم که سرزمینم را گرفتند , اما روز مرگ بابک خرمدین را نمی دانم
من ایرانی نیستم چون حرف که می زنم بیشتر به عربی می ماند تا فارسی
من ایرانی نیستم چون نام زبان رسمی کشورم را آنگونه که فردوسی گفت نمیگویم (پارسی)، طوری میگویم که اعراب در بیان آن به پت پت نیفتند: فارسی
من ایرانی نیستم چون در کشوری به دنیا آمدم که روی پرچمش عربی نوشتند
من آرزوی ایرانی بودن هم ندارم چون آنقدر دست نیافتنی است که آرزویش هم نمی توان کرد
.
.
.
من حسرت ایرانی بودن دارم


۱۳۹۰ تیر ۸, چهارشنبه

عجب مردمی هستیم ما





از قدیم گفته‌اند هرکسی که دو بار از یک سوراخ نیش بخورد باید در او شک کرد!!

ما مردم از یک سوراخ به نام انتخابات سی سال مرتب صدمه می خوریم و باز هم عبرت نمی‌گیریم.

· در انتخابات نوع حکومت جمهوری اسلامی گفتیم :

جو گیر شده بودیم و فقط یک گزینه داشت و کسی هم اطلاع رسانی نکرد و... گول خوردیم

دیگه دفعه بعد در انتخابات شرکت نمی‌کنیم وچنین و چنان می‌کنیم و....

· ریاست جمهوری دور اول:

گفتیم تحت تأثیر حرف‌های آقای خمینی قرار گرفتیم و اون به ما خط داد و خودش را هم برکنار کردند . نقشی در عزل و نصب نداشتیم و...... دفعه بعد.........

· انتخابات‌های مجلس و شورا‌ها

گفتیم همه مسخره بازی و با شوخی و خنده رفتیم به افرادی که قبولشان نداشتیم کمک کردیم که به قدرت برسند و از حضور ما در پای صندوق‌های رأی اعتبار کسب کنند و یک مشت آدم بی‌سواد ، جاه‌طلب و عقده‌ای و... را روی سر خودمان مسلط کردیم . وقتی به خودمان آمدیم گفتیم باشد .........دفعه بعد....... .

· ریاست جمهوری هاشمی:

گفتیم رفسنجانی می خواد شاه بشه و یک مشت دزد و رانت خوار در دولتش داره و مردم رو داره می‌چاپه و بچه‌هاش چنین و چنان کردند و باشه....... دفعه بعد......... .

· دوره خاتمی :

گفتیم این آدم بی عرضه است و نمی‌تونه هیچ کاری کنه و آدم رهبری شده و ... باز هم فریب خوردیم و گفتیم باشه.......دفعه بعد........ .

· دوره اول احمدی‌نژاد:

گفتیم می‌خواستیم هاشمی نیاد بالا به احمدی‌نژاد رأی می‌دیم و هاشمی رو سکه یه پولش می‌کنیم بعد که فهمیدیم چه کردیم گفتیم گول خوردیم باشه .........دفعه بعد..........

· دور دوم احمدی‌نژاد:

گفتیم یکی بیاد که احمدی نژاد بره ولی این دفعه موازنه قدرت در نظام فرق داشت پس نرفت و صدمات زیادی خوردیم و بهای سنگینی برای این طرز فکرمان دادیم و گفتیم باز گول خوردیم و دیگه دفعه بعد در انتخابات شرکت نمی‌کنیم وچنین و چنان می‌کنیم و....

· از اول انقلاب هی گفتیم برای اینکه مهر در شناسنامه‌های‌مان بخورد رأی می‌دیم، چون بچه‌مان می‌خواد دانشگاه بره، سرکار بره، کوپن بگیریم و ... هی گول خوردیم و بهای سنگینی بایت آن پرداختیم و هی گفتیم دفعه بعد. دیگه در انتخابات شرکت نمی‌کنیم و از این حرف‌ها و حالا:

· دور نهم مجلس شروع می‌شود و باز زمزمه در بین مردم و متأسفانه حتی در بین روشنفکران و فعالین سیاسی‌مان و اپوزیسیون نیز شنیده می‌شود که اگر انتخابات باشد ما رفسنجانی و اصلاح طلبان را ترجیح می‌دهیم و بعد باز هم یک بار دیگر باید بگوییم

دیگه دفعه بعد در انتخابات شرکت نمی‌کنیم وچنین و چنان می‌کنیم و....

· یا آن جوک افتادم که طرف توی خیابان داشت می‌رفت دید پوست موزی افتاده گفت ای وای باید باز بخورم زمین!!!

· از مردم عادی که ممکن است از اطلاعات زیادی از بازی های سیاسی ندارند شاید بتوان گذشت ولی مدعیان روشنفکر، تحلیلگران، اپوزیسیونی‌ها و آنهایی که سابقه مبارزه و فعالیت درجهت منافع مردم ایران هستند اصلاً نمی‌توان گذشت و به مردم و تاریخ باید پاسخگو باشند و همینطور به جبران خود باید بگویند که چرا چنین کردند آیا عامل نظام بودند، آیا هدایت شدند، آیا گول خوردند، آیا منافع خود را در نظر گرفتند و ...و سوالاتی از این قبیل؟!

· امیدوارم که دیگه دفعه بعد در انتخابات شرکت ........ وچنین و چنان ........و....

۱۳۹۰ تیر ۷, سه‌شنبه

رتبه های اول ايران در دنيا - اما در کجای کاریم؟

1- بيشترين توليد پسته

2- بيشترين توليد خاويار

3- بيشترين توليد خانواده توت

4- بيشترين توليد زعفران (80% کل توليد جهانی)

5- بيشترين توليد زرشک

6- بيشترين توليدميوه آلويي (از قبيل شفت وگيلاس وغيره )

7- بالاترين دمای ثبت شده روی سطح زمين (70.7 درجه سانتيگرد در کوير لوت)

8- بيشترين تلفات انسانی در سرما و کولاک برفی (4000 نفر در کولاک سال 1350 کشته شدند، ميزان بارش برف 8 متر در 5 روز)

9- بزرگترين واردکننده گندم

10- بيشترين فرار مغز ها

11- بيشترين نسبت زن به مرد در مدارس و دانشگاه ها (1.23 زن در مقابل هر مرد)

12- بالاترين ميزان تشعشات زمينی، با شدت سالانه 260 ميلی سيورت در رامسر (مقايسه= يک عکس راديوگرام سينه 0.05 ميلی سيورت، ميدانهای اطراف چرنوبيل 25 ميلی سيورت)

13- بيشترين تعداد زمينلرزه های بزرگ (بالای 5.5 ریشتر)

14- دقيقترين تقويم دنيا (تقويم جلالی)

15- بيشترين مصرف ترياک و هرويين (امريکا بيشترين مصرف كوكايين را دارد)

16- بيشترين تعداد تغيير پايتخت در طول تاريخ (تهران سي و دومين پايتخت ايرانست)

17- کهنترين کشور دنيا (تاسيس شده در 3200 سال قبل از ميلاد مسيح)

18- ميزبان بزرگترين جميعت مهاجر جهان (اکثرا عراقی و افغانی)

19- بزرگترين توليد کننده فيروزه

20- بزرگترين منابع روی در جهان

21- بزرگترين توليد کننده و صادر کننده فرش های دست بافت (75% کل توليد جهانی)

22- بالاترين ميزان وابستگی به انرژی (بيشترين اتلاف انرژی در جهان)

23- بزرگترين منابع انرژی هيدروکربن (گاز و نفت با هم، با ارزش 14000 ميليارد دلار بر حسب قيمت جهانی 75 دلار هر بشکه نفت)

24- بزرگترين فوران چاه نفت در تاريخ (نشت چاه نفتی قم در سال 1335 سه ماه ادمه داشت با فوران روزی 125000 بشکه نفت، ارتفاع فوران 52 متر، مقايسه با نشت نفتی خليج مکسيکو با خروج سه ماه 53000 بشکه در روز)

25- بالاترين آلودگی ديوکسيد گوگرد در هوای شهری

26- قديميترين منبع مصنوعی يا ساختگی آبی جهان با قدمت 2700 سال (قنات گناد آباد هنوز هم آب 40000 نفر را فراهم ميکند)

27- بزرگترين مجموعه جواهرات در جهان (جوهرات شاهی ايران در موزه بانک مرکزی ايران بزرگترين گنجينه جوهرات جهانست)

28- کهنترين امپراتوری جهان (هخامنشيان اولين ابرقدرت تاريخ بودند و در اوج قدرت بر 44% کل جميعت جهان حکومت ميکردند که اين بالاترين درصد جميعت تحت يک دولت در تاريخ هم هست)

29- بيشترين تعداد تلفات در جنگ شيميايی (100000 کشته و 100000 زخمی در جنگ با صدام، ايران همچنين دومين رتبه تلفات تاريخ را بر اثر سلاح های کشتار دست جمعی بعد از ژاپن دارد)

30- بيشترين تعداد و تناسب شيعه گان در جهان (89% جميعت ايران)

31- بالاترين رشد مصرف گاز طبیعی

۱۳۹۰ تیر ۶, دوشنبه

ما لیاقت آزادی نداریم چون:

· مهمترین کارمان در اول هر ماه صف کشیدن جلوی عابر بانکها برای گرفتن حق السکوت ماهانه است. چون می ترسیم اگر اول ماه پول را برداشت نکنیم مثل سهمیه بنزین می سوزد!
· برای هموطنمان که در خیابان سهواً جلویمان پیچیده شاخه و شانه می کشیم و پیش زن بچۀ خودمان و او فحش و ناسزا حواله اش می کنیم ولی در مقابل یک بچه لات شانزده ساله که لباس بسیجی پوشیده و شب در خیابان راه را بر ما می بندد جرأت جیک زدن نداریم.
· روزهای تظاهرات و اعتراض از هر 100 نفر 90 نفر پشت کامپیوتر و اینترنت منتظر خبر سقوط رژیم هستیم.
· یک ساعت در ترافیک بزرگراه همت معطل می شویم و ککمان نمی گزد ولی سر تقاطع به اندازه ده ثانیه نمی توانیم منتظر عبور ماشین روبرویی باشیم.
· آنقدر راحت طلب و بی ارداه ایم که مشتری اول محصولاتی مانند قرص لاغری، کفش افزایش قد، شربت ترک اعتیاد، داروی افزایش میل جنسی و... در دنیائیم.
· وقتی در ایستگاه صادقیه می خواهیم سوار قطار شهری بشویم مثل زمانی که در مهدکودک بازی صندلی می کردیم چنان به سوی قطار هجوم می بریم که متوجه پیرمرد بغل دستی که عینکش افتاد و شکست نمی شویم.
· به محض رد کردن خروجی مورد نظر در اتوبان جفت پا روی ترمز می رویم و با اعتماد به نفس کامل دنده عقب می گیریم.
· برای بچه خردسالمان هر روز چیپس و پفک و نوشابه می خریم ولی نمی دانیم آخرین بار کی یک لیوان شیر خورده است.
· فاصله ظرف جمع آوری زباله تا در خانه مان 50 متر است ولی ترجیح می دهیم کیسه را همان روبروی خانه داخل بوته های کنار پیاده رو پرت کنیم.
· پشت شیشه ماشین می نویسیم "میروم تا انتقام مادرم زهرا بگیرم" ولی ناموس مردم در کوچه و خیابان از دستمان در امان نیستند.
· در تاکسی مکالمات تلفنی خود را با صدایی کاملا رسا انجام می دهیم بدون اینکه متوجه باشیم تاکسی حریم خصوصی افراد نیست و حقوق دیگران را نباید تضییع کرد.
· در ترافیک سر چهارراه با دیدن پسر بچه ای دوره گرد محبتمان گل می کند و یک هزاری به او می دهیم و او بی آنکه بخواهد تا شب پول مواد مخدر پدرش را جور می کند.
· آخرین باری که کتابی را ورق زده ایم مربوط به سالها پیش می شود.
· حاضریم به هر قیمتی ولو ثبت نام در دانشگاه مجازی دوقوزآباد سفلی مدرک بگیریم و میلیونها خرج کنیم ولی بعد از فارغ التحصیلی تنها چیزی که به دردمان نمی خورد همان مدرک است.
· برای اینکه وارد محدوده طرح بشویم روی پلاک ماشین لنگ خیس می اندازیم تا دوربین شماره پلاک را ثبت نکند.
· بیشترین جستجویمان در موتورهای جستجو مثل گوگل مربوط اعضای تناسلی و یا داشتن سکس با زن همسایه است!
· یک شب را بدون ماهواره نمی توانیم سر کنیم ولی شبهای متعدد بدون اینکه چند دقیقه ای با همسر خود گفتگو کنیم می خوابیم.
· برای ماشین پنج میلیونی که اقساطی خریده ایم، سه میلیون لوازم اضافی وصل می کنیم ولی پول رفتن به دندانپزشک برای معالجه دندان خرابمان را نداریم.
· برای سه روز تعطیلی صندوق ماشین و باربند را تا خرخره پر می کنیم و با شش نفر راهی شمال می شویم و از سه روز تعطیلی را دو روز در ترافیک جاده چالوس و هراز و فیرزوکوه می مانیم. ولی نمی دانیم دریاچه گهر کجاست!
· روز آشتی با طبیعت (13 فروردین) چنان بلایی به سر طبیعت می آوریم که تا یکسال خودش را پیدا نمی کند.
· بقیه اش را شما بنویسد...